/news/item/252389/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%E2%80%8F.html
فرو ورود کاربران به سايت
ايميل
رمز عبور
ثبت نام کاربر جديد

رمز خود را فراموش کردم
جستجوی خبر  
کد خبر :  252389
تاريخ انتشار :  1396/07/29 - 17:44
تعداد بازديد :  2812

زندگی در افسوس لقمه‌ای غذا‏

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت: چندروزی بود که گلویش به هنگام غذاخوردن می‎گرفت و ناچار می‎شد لیوان‎لیوان آب بنوشد. یاد گرسنگانی می‎افتاد که نه آن‏‎سر جهان، بلکه در همین نزدیکی و دور ـ و ـ بر تهران، برای تهیه گزارش به دیدن‌شان رفته بود.
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت: چندروزی بود که گلویش به هنگام غذاخوردن می‎گرفت و ناچار می‎شد لیوان‎لیوان آب بنوشد. یاد گرسنگانی می‎افتاد که نه آن‏‎سر جهان، بلکه در همین نزدیکی و دور ـ و ـ بر تهران، برای تهیه گزارش به دیدن‌شان رفته بود.

در گزیده ای از این گزارش آمده است: هر بامداد بدون خوردن چاشت، تکه نانی در جیب می‎گذارند و برای گردآوری زباله، از آلونک‌های خود بیرون می‎زنند و ناهارشان می‎شود همان تکه نان و تنها امیدشان این است که چندتومانی از فروش زباله به دست آورند که بتوانند برای شام، غذای‎ ‎‏ ارزانی بخرند.

دست از غذا می‎کشد و روزنامه را ورق می‎زند. چشمش می‎افتد به عکس یک مقام بلندپایه جهانی که هرسال، پیامی به مناسبت روز غذا و فقر می‌فرستد. روزنامه را می‎بندد و به این می‎اندیشد که آیا او هرگز گرسنگی کشیده است، یا یک‌روز ناچار شده که به سبب گرانی، تنها به یک نوبت غذا بسنده کند؟ او هرگز چاشت‏‎ها، تکه‎نان خالی خورده و ناهارها ناچار شده است فقط یک قاشق برنج مانده بخورد و سهم شامش نیز بیش از یک سیب‎زمینی نباشد؟

**غارنشینی؛ بی‌نگرانی از تهیدستی
 
در زندگی‎های آغازین، انسان غارنشین ژنده‏‎پوش، فقیر نبود زیرا برای زنده‌ماندن هم گوشت در دسترس داشت و هم میوه و هم گیاه؛ ولی انسان‌هایی در هزاره سوم با جامه غیرژنده، در دلوهای آشغال، در پیِ غذای نیم‎خورده فاسدی می‌گردند که گربه و موش از خوردنش سر باز می‎زنند.

واژه‌های ناداری، تهیدستی، تنگدستی، بی‎چیزی و بینوایی، بازتابنده فقر است و واژه تهیدستی در روزگار ما بدجوری با «غذا» پیوند خورده است. در گذشته گفته می‌شد فلانی تهیدست است چون خانه ندارد؛ امروز اما فقر یعنی خوردن فقط یک نوبت غذا در ‌روز! (اگر نامش را بتوان غذا گذاشت!) شاید برای همین پس از روز جهانی غذا (16 اکتبر)، 17 اکتبر روز جهانی ریشه‌کنی فقر نام گرفته است.‏

**افزایش بهای مواد غذایی ‏
 
میلیاردها انسان‎، همه جهان اندیشگی‎شان، فقط این است که لقمه‎نانی به دست آورند و از گرسنگی نمیرند. ‏به راستی انسان چه بهایی باید برای کمی غذا بپردازد، یک «زندگی» بسنده است یا بیشتر؟ آنگاه با پرداخت چنین هزینه سترگ برای کفی نان، چگونه می‎توان نام اینگونه زیستن را «زندگی» گذاشت؟

«زیر خط فقر» را شاید بسیاری از مردم نشناسند، ولی مردم کشورهای تهیدست می‎دانند که از آن بویی مگر مرگ، فرایاز(متصاعد) نیست. افزایش بهای مواد غذایی تا 2 برابر بر شمار مردمان نادار جهان افزوده است و ده‎ها میلیون تَن در تهیه کمترین غذا(یک نوبت در روز) وامانده‌اند و این یعنی پرت‎شدن از خط فقر به تباهیِ پایانی.

برنامه غذایی سازمان ملل (‏UN food programe‎‏) نیز به جای دادن قلاب ماهیگیری، کارش، رساندن ماهیان اندک به دست گرسنگان است و برآوردِ دوبار غذا (چاشت و ناهار) برای کودکان بی‌چیز افریقایی! این ارگان سازمان ملل برای نمردن کودکان از گشنگی، هر بامداد کمی برنج به دست دانش‌آموزان برخی از مدرسه‌های کشورهای فقیر آفریقایی می‌رساند.

**گرسنگان و آمارهای جهانی ‏
 
در آمارهای جهانی، ردی از گرسنگان برآمده از جنگ‎های سوریه، عراق، یمن، افغانستان و لیبی نیست. این که در سراسر جهان فقط یک میلیارد تن از گرسنگی و تغذیه بد رنج می‎برند، به دور است آمار ژرفنگرانه‎ای باشد؛ برای نمونه چه کسی خبر دارد که تغذیه کودکان ما در روستاهای بسیار پرت و محروم ایران چگونه است؟ آمارها هرگز دربرگیرنده قلمروهای برنج‏‎خیز جهان نیست که مردم روستایی، به ظاهر شکم سیر دارند و چاشت‌‏‎شان برنج است و ناهارها نیز برنج می‎خورند و شام‎شان را نیز برنج خمیرمانند شکل می‎دهد.

شاید گفته شود که با گران‏‎شدن بهای جهانی برنج، وضعیت کشتکاران سکه است، ولی اینگونه نیست، همیشه دلالان و مدیوم‎ها و سَلَف‎خرها با سیاه‎نمایی بازار و محروم‌نگه‌داشتن کشاورزان، ناچارشان می‎کنند در برابر پول نقد و اسکناس‎های نو و همچون تیغ تیز، زانوشان سست شود و فرآورده‏‎های کشاورزی خود را به بهای مفت، پیش‌فروش کنند. هرآینه در دوران گذشته، داستان به گونه دیگر بود و جوانمردان به کشاورزان وام می‏‎دادند، بی آن که مابه ازایش سودی بگیرند! ‏

آسیا بیشترین شمار گرسنگان جهان را به نسبت دیگر خشکادها(قاره‏‎ها) در خود جای داده است، اما بدترین گرسنگی‌ها در آفریقا دیده می‌شود، در هر 4 تن، یک گرسنه! ‏اما در کشورهای رو به پیشرفت، گرسنکی از گونه دیگر است و کودکان بسیاری دچار کمبود وزن هستند و انبوه دیگر کودکان که بیش از 8 ساعت چیزی نخورده‏‎اند، ناچارند 4 ساعت دیگر بدون خوردن چاشت، سر کلاس‌های درس بنشینند، در حالی که مغزشان برای یادگیری، فسفری دریافت نکرده‌ است. برای از میان برداشتن همه این‌ها، به چندین میلیارد دلار بودجه نیاز است، که نیست.

برنامه‌های کمک‌غذایی سازمان ملل و کشورهای برخوردار غربی، راهکارهای بنیادی نیست و تا ابد هم ادامه نخواهد داشت. ذخیره‌گاه‌های موادغذایی بانک جهانی نیز برای کمک به تهیدستان، بی‌اندازه نیست و روزی کفگیرها به ته دیگ خواهد خورد و فرداهای این آشفتگی رو به فزونی و کمیابی و نایابی و گرانی غذا و نبود راهکارهای برون‌رفت، فرداهای سیاه‌تری خواهد بود.‏

**جهان در برابر زنان فقیر ‏
 
فقر زنان آسیا بیداد می‌کند. بسیاری به سبب فقر مالی و بیکاری فزاینده، بناچار از زادبوم خود می‎کوچند و به دام قاچاقچیان انسان می‏افتند. 90درصد زنان کارگر کارخانه‏‎های هند در کنار کار‌های توانفرسا، مسئولیت چند فرزند قدونیم‎قد را نیز به دوش دارند تا فردا آنان نیز برای به دست‏‎آوردن یک‎‏ سنت، از پی کالسکه‎های توریست ها در خیابان‌ها بدوند.

در این سال‌ها به ویژه در کشورهای رو به پیشرفت، شمار زنان تهیدست به نسبت مردان، روندی رو به فزونی داشته است. جنسیت، در دست‌نداشتن اهرم‌های کارا در قدرت و نبود آموزش‌های فراگیر، اقتصاد‌ را مردانه کرده است. نداری بر زیست همه کانون خانواده سایه می‎اندازد اما در این میان، سهم زنان از تهیدستی، به سبب سهم زیاد آنان از مسئولیت‌ها، بیش‌ از مردان خانواده است.

رنج خاموش و پنهان، همزاد زنان است. آنان به سبب‌های فراوان، همواره بیش از مردان از ناداری، آسیب می‌بینند. در برخی جامعه‌ها آنان بازپسین کسانی هستند که در کانون خانواده سر سفره غذا می‌نشینند یا ناچارند با کمترین مواد برای 4 یا 5 تن از یک خانواده، چاشت، ناهار، یا شام تهیه کنند؛ اگر غذا کم بیاید، او(نه آن که مواد بسنده به خانه نیاورده است) مورد پرسش کودکان قرار می‎گیرد.‏
 
اگر حافظه فراموشکار ما به یاد بیاورد، چندی پیش زنی هر روز به سبب کمبود موادغذایی در خانه، خرده غذاهایی را از دلو آشغال کوچه بر می‎داشت. این زن(شوهرمرده) روسی، 2 کودک دوقلو دانش‌آموز داشت که هر دو از مسمومیت مردند. او گفت که هر روز می‌دید مردی بی این که از خودرویش پیاده شود یک کیسه گردو در دلو آشغال می‌اندازد و او نادانسته از سمی‎بودن گردوها به «موش‌دارو»، از ‌آن‌ها برای کودکانش غذا تهیه می‌کرده است! ‏

چگونه می‎شود جهانی با اقتصادی پیشرفته ساخت و زنان حاضر در آن حضوری پویا نداشته باشند؟ شناسانش(تعریف) حقوق بشر در پیمان‏نامه‎های جهانی، به روشنی نشان می‎دهد که با نادیده‎گرفتن هریک از اهرم‌ها از سوی دولت‏‎ها یا جامعه‌ها، سرانجامش آسیب‌پذیری اقتصادی بیش از پیش زنان خواهد بود. بیش‌تر زنان در جامعه‌های انسانی از دسترسی به زمین و دارایی واهشته(ارثیه) محرومند و یا برای ایجاد کارگاه و کارآفرینی، پشتوانه‌ای برای دریافت وام از بانک‌ها ندارند. آنان در مهارت‏‎آموزی جایی ندارند یا نسبت به مردان، برتری داده نمی‎شوند، یا دسترسی آنان به داده‌های دیجیتالی(در برابر مردان) صفر است.

اگر یک پیوند زناشویی از هم بگسلد، زن با وجود سال‏ها زندگی مشترک با خانواده، باید با دست تهی، خانه را ترک کند؛ و اگر کاری بیابد، درآمدش جوابگوی هزینه‌هایش نخواهد بود. مجلسی در جهان وجود ندارد که زنان و مردانش برابر باشند، در شوراهای محلی نیز امکان همکاری همه‏‎سویه در تصمیم‎گیری‌ها برای زنان فراهم نیست و برآیندش پیشبرد برنامه‌ها بدون سهم اقتصادی زنان است.

**پدیده فرساینده اقتصادی ‏
 
غذا در جهان هست اما در دسترس همه نیست؛ یا بسیار گران است و مردم توانایی خریدش را ندارند یا به دست بسیاری از مردم به اندازه بسنده نمی‎رسد؛ گروه سومی نیز گرانی و کمبود و نبود غذا، کاسه به دست‎شان کرده است!‏ افتخار فیروز پور ـ مدرس علوم اقتصادی در گفت‌وشنود با روزنامه اطلاعات: «افزایش بهای مواد غذایی در جهان، پدیده‌ای فرساینده در اقتصاد شده است. این روند به زیست دارامندان آسیبی نرسانده است، ولی هم کشاورزان با خریداران کمی روبرو شده‏‎اند و هم خریداران دهک پایین از تهیه غذای بسنده برای کودکان خود وامانده‌اند؛ نبود و گرانی به ویژه به کودکان برخی کشورها، مرگ پیشکش می‌کند.»

«بر پایه آمار، گاه(نه در یک بازه 10 ساله) بلکه در 1 سال، بهای مواد غذایی مانند برنج و گندم(غذای پایه مردم در جهان‏‎سوم) تا 50 و گاه 100 درصد افزایش می‌یابد. سبب گرانی موادغذایی، افزایش جمعیت، ناباروری خاک، اقتصادی‎نبودن کشت‏‎وکار، کمبود آب و تغییر کاربری زمین‌ها بوده است.»

**برگ‏های تکراری تاریخ
 
تاریخ گرسنگی مدام تکرار می‌شود. سازمان ملل در جایی از جهان، برنامه فقرزدایی را تا اندازه‏‎ای پیش می‌برد، ولی اژدهای چندسر گرسنگی از دیگر گوشه سر بر می‎آورد؛ اینک جهان از بازه زمانی 2008 تا 2017 میلادی (برنامه پیشرفت هزاره) برگذشته است بی آن که کشورهای جهان سوم، چالش فقر دامن‌گستر را از سر گذرانده باشند. هر سال نشست برگزار می‎شود، سخنرانی می‎شود و اندیشمندان راه‌های برون‌رفت از فقر را می‌کاوند ولی همه این برنامه‎ها در چارچوب همان گپ‎زدن‌ها و سخنرانی‌ها ‌مانده است و آیندهِ فقرزدایی در جامعه‌های واپس‌مانده ناروشن است.‏

افتخار فیروز پور: «پس از گردهمایی 100 هزار تن از مردم در 17 اکتبر 1987 پاریس سازمان ملل در سال 1993 میلادی، «به یاد مردگان از گرسنگی» هفدهم اکتبر را به نام روز جهانی ریشه‌کنی تهیدستی خوانده و مبارزه با ناداری از هدف‌‌های بنیادی توسعه هزاره سازمان ملل بوده است. ‏ «در سال 1987 انبوهی از مردم با فراخوان بنیانگذار جنبش جهانی ‏ATD‏ (جهان چهارم) در میدانی در پاریس و در برابر «دفتر حقوق و آزادی انسان‌ها» گرد هم آمدند و خواستار رساندن آوای بینوایان به جهانیان شدند.»‏

‏«هدف‌های سازمان ملل در این سال‌ها وارسی چالش‌های پیش‎روی برای فقرزدایی از زندگی و زیست فقرزدگان بوده است؛ سازمان ملل همچنین پیشگیری از گرسنگی، فراگیرسازی ‏‎آموزش‎های ساده، پیشبرد برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، کاهش مرگ‏‎ومیر نوزادان از گرسنگی، کمک به پایداری محیط‌زیست و افزایش همگامی بیشتر مردم در پیشرفت‌های زیستی را پی گرفته است.» «سازمان ملل به انگیزه این روز کارهای هنری هنرمندان تهیدست را به نمایش در می‌آورد. از دیگر برنامه‌های سازمان ملل در این روز، سخنرانی‌هایی درباره فقر است و گفت‎وشنود با کسانی که «ناداری‌آزموده‌اند یا در چرخه و جرگه تهیدستان‌اند.»
نام
ايميل
وبلاگ
متن تصویر

x